قانون جذب

 

 

 

 

 

در عمل به نظر می رسد که وقتی ما با تمام وجود خواھان چیزی ھستیم و تصمیم می گیریم که آن را حتما به دست بیاوریم ، گویی ناگھان نیروھایی به کار می افتند تا ما را به ھدف نزدیک کنند. اشخاصی به کمک می آیند ، امکان ھای تازه ای پدیدار می شوند، و جاده ھای بزرگی در مقابل چشمان ما گشوده می گردد . اما در مورد علت ایجاد این حالت عقاید گوناگونی وجود دارد . بعضی ھا آنچه را که ظاھرا به نظر می رسد پذیرفته اند . تصور کرده اند که در مغز ما آھنربایی است که چیزھای مفید را به خود جذب می کند !. بعضی گمان کرده اند که مغز، امواجی از خود ساطع می کند که امواج متناسب با خود را جذب می کند . عده ای نیز این را پذیرفته اند که کائناتی درکارند و آنھا ھستند که شرایط و موقعیت ھا را سر راھشان قرار می دھند! (چیزی که در فیلم راز با عبارت “فرمانبردارم سرورم!” بسیار بر آن تاکید شد.) براساس ھمین برداشت ھا فیلمی با عنوان “راز” ساخته شده است که احتمالا آن را دیده و یا کتابش را خوانده اید. 

اما واقعا علت علمی چنین حالتی چیست؟

قانون جذب نیز مانند ھر قانون دیگری برخواسته از تجارب بشری است . از پیدایش تمدن تاکنون ، کسانی در رسیدن به ھدف یا ھدفھای خود توفیق پیدا می کرده اند ، تا این که در قرن اخیر کسان دیگری پیدا شدند و با مطالعه رفتارھا و خصوصیات آدمھای موفق سعی کردند با شیوه ھای علمی دریابند که چه عامل یا عواملی باعث موفقیت انسانھا می شود . در گذشته ھا کسی برداشت درستی از این موضوع نداشت . بعضی خیال می کردند علت کامیابی افراد بخت و اقبال است . بعضی ھم گمان می کردند که برای رسیدن به بعضی خواسته ھا (مثلا خواسته ھای مادی) باید از وجدان و شرافت و انسانیت گذشت و به حقوق دیگران تجاوز کرد . اما با گذشت زمان عوامل ساده ای کشف شد که در موفقیت انسانھا اثر کلی دارد . قانون جذب یکی از آن عوامل است.

قانون جذب به طور خلاصه این است :

شما ھدف یا ھدفھای زندگی خود را مشخص کنید و دقیقا بدانید که چه می خواھید و به ویژه اگر آنھا را روی کاغذ بیاورید (از ذهن خود وارد دنیای فیریکی کنید) و در لزوم آنھا فکر کنید تا مطمئن شوید و به ھدفھای خود ایمان بیاورید و شروع به تلاش برای رسیدن به آنها کنید ، به نظر می رسد که عواملی نامریی ناگھان به کار می افتند و راه را برایتان ھموار میکنند و شما را به سوی موفقیت می رانند. چرا چنین است؟

شبکه فعال ذھنی

برای اینکه اساس قانون جذب روشن شود چاره ای نداریم به جز این که به شبکه یا صافی یا فیلتر ذھنی ( RAS : Reticular Activating System ) اشاره ای داشته باشیم:

مطلب را با ذکر مثال ساده ای آغاز می کنیم. فرض کنید به مغازه میوه فروشی می روید تا چند کیلو نارنگی و پرتقال بخرید. پس از خرید وقتی به اتومبیل تان برمی گردید ھمسرتان می پرسد  «  راستی لیموترش ھم داشت ؟ » شما پس از مکث نسبتا طولانی می گویید «  راستش نمی دانم… اصلا توجه نکردم حتما داشته. »   وقتی برای بار دوم به مغازه می روید ، متوجه می شوید که جعبه لیمو ترش اتفاقا درست بین جعبه ھای پرتقال و نارنگی قرار داشته است ولی شما به دلیل این که مثلا به آن احساس نیاز نمی کرده اید آن را به اصطلاح ندیده اید . آیا چشم شما واقعا وظیفه خود را که ھمان دیدن باشد انجام نداده است؟ مسلما چنین چیزی قابل پذیرفتن نیست, زیرا نگاه شما در ھنگام جست و جوی نارنگی و پرتقال ، حتما چندین بار از روی لیموھا نیز عبور کرده است . با وجود این متوجه لیموھا نشده اید . توجیھی که امروزه از این مطلب می کنند چنین است که ذھن ما دارای صافی یا فیلتر ویژه ای ( مرتجم مغزی ) است که تنھا تصویرھای معینی می توانند از آن عبور کنند و تا چیزی از این صافی نگذرد قادر به درک آن نخواھیم بود یعنی کافی نیست که چیزی در معرض دید ما قرار گیرد تا آن را ببینیم , یا در حقیقت متوجه ی آن شویم.

نیاز ، علاقه ، انتظار

ھنگامی که در خیابان قدم می زنیم ، در ھر گام میلیونھا واحد اطلاعاتی از مقابل چشمانمان عبور می کند ولی ما متوجه آنھا نمی شویم . برای درک اشیاء شرایطی لازم است مثلا باید آنھا را لازم داشته باشیم . ھنگام عبور از خیابان اگر گرسنه باشید ممکن است تابلو رستوران ھا توجه تان را جلب کند ، ممکن است وارد رستوران شوید و غذا سفارش دھید . در آن ھنگام اگر کسی نشانی عکاسی را بپرسد ممکن است اظھار بی اطلاعی کنید اما در ھنگام خروج متوجه شوید که مغازه عکاسی درست در کنار رستوران قرار دارد.

چنان چه به چیزی نیاز داشته باشیم به صورت خودکار این احساس را به ضمیر ناخودآگاه منتقل می کنیم و او شبکه ذھنی را فعال می کند تا ھرچه را که به مطلب مورد نیاز مربوط می شود جذب کند و اجازه دھد تا آن مطلب وارد ذھن شود.

ھمچنین اگر چیزی را دوست داشته باشیم، باز ھم ضمیر ناخودآگاه ما پیام را دریافت می کند و آن گاه شبکه ذھنی نسبت به آن موضوع خاص ، حساس و فعال می شود.  به عنوان مثال اگر به نوع خاصی از موسیقی علاقه مند باشیم ، ھر خبر و یا آگھی کنسرت را که به آن نوع موسیقی مربوط بشود می بینیم و به آن توجه نشان می دھیم. این موضوع منحصر به حس بینایی و یا تصویر ھای دیداری نیست . در مورد صدا ھم ھمین طور است . مثلا در ھنگام قدم زدن در خیابان چه بسا به کسانی برمی خورید که سخت سرگرم بحث و گفت وگو ھستند اما شما یک کلمه از حرفھایشان را متوجه نمی شوید زیرا صافی ذھنی که در زبان ھای بیگانه به آن RAS می گویند به آن اجازه عبور نمی دھد.

اساس قانون جذب

اساس قانون جذب ھمان فیل تر ذھنی است. این صافی اجازه نمی دھد که اطلاعات بیھوده و به درد نخور وارد ذھن شود . اگر پس از یک پیاده روی طولانی در خیابانھای شھرتان از شما بپرسند «  شما که توی خیابان بودید، آیا اتومبیل تویوتا ھم دیدید؟ » ممکن است گیج شوید و نتوانید جواب درستی بدھید اما اگر قصد خرید اتومبیل داشته باشید و اتفاقا تویوتا یکی از انتخابھای مھم شما باشد آن وقت وضعیت فرق می کند . یعنی اگر اتومبیل موردنظر از کنارتان عبور کند دیگر نسبت به آن بی تفاوت نخواھید بود . در اینجا فیل تر ذھنی اجازه ورود . اطلاعات را می دھد.

پایان

2 votes, average: 5٫00 out of 52 votes, average: 5٫00 out of 52 votes, average: 5٫00 out of 52 votes, average: 5٫00 out of 52 votes, average: 5٫00 out of 5 (۲ votes, average: ۵٫۰۰ out of 5)
You need to be a registered member to rate this.

در کانال تلگرامی سایت رویاهای بزرگ مطالب بسیار مفیدی خواهید.