چگونه یک میلیون دلار به دست آورید؟

 

 

 

 

 

 

نوشته ای که در پی می آید متن سخنرانی مارشال برین (Marshall Brain) پایه گذار سایت HowStuffWorks.com  از پربیننده ترین سایت ھای نوجوانان در جھان است.

مقدمه

ھفته گذشته برای سخنرانی برای یک گروه ۲۰۰ نفری از دانشجویان دانشگاه Duke دعوت شدم. برگزارکنندگان سخنرانی به من آزادی انتخاب موضوعم را دادند و من تصمیم گرفتم در این مورد صحبت کنم که : چگونه یک میلیون دلار به دست آورید؟. چگونه یک میلیون دلار به دست آورید موضوعی است که :

الف) دانشجویان به آن علاقه مندند و ب) من صلاحیت صحبت در مورد آن را دارم.

راه ھای آسان برای به دست آوردن یک میلیون دلار.

اگر ھدفتان به دست آوردن یک میلیون دلار است، چند راه ساده برای دستیابی به ھدفتان وجود دارد.

برنده شدن در شرط بندی
به ارث بردن پول
ازدواج با فردی ثروتمند
مصدوم شدن و شکایت کردن
اگر به دنبال ساده ترین راه برای ثروتمند شدن ھستید، به ارث بردن پول بایستی در بالای لیست تان قرار گیرد. البته کنترل کمی بر آن دارید.

ساده ترین راه دیگر برای ثروتمند شدن احتمالاً ازدواج با فردی ثروتمند خواھد بود، با فرض این که می توانید یک ھمسر مناسب پیدا کنید.(اشاره می کنم که من خودم این روش را انتخاب نکرده و راه « عشق واقعی » را به جای آن دنبال کردم.)

راه دیگر این است که می توانید بلیت ھای بخت آزمایی بخرید و بھترین نتیجه را آرزو کنید.

راه قدیمی دادخواھی کردن ھم وجود دارد. مشکل این است که یک دادخواھی می تواند مدت زیادی به طول انجامیده و شما باید بیشتر آن زمان را به صحبت با وکیلان بگذرانید. مطمئن نیستم که پاداش ھایش ھم بیش از زحمت آن باشد.
به نظر می آید که بایستی یک راه ساده تر وجود داشته باشد و در واقع وجود دارد…

روزی ۵ دلار پس انداز کنید.

راه ساده دیگر

روزی ۵ دلار در بانک بگذارید

راھی پیدا کنید تا ۱۰ % بھره به دست بیاورید.

درطی ۴۲ سال یک میلیون دلار خواھید داشت. اگر می خواھید یک میلیون دلار بدست بیاورید، روزی ۵ دلار در یک حساب بانکی بگذارید. معامله بزرگی نیست، امروزه در بسیاری از جاھا یک پاکت سیگار ۵ دلار ھزینه دارد. شما پولتان را در یک حساب می گذارید، که مانند یک صندوق انباشته عمل می کند که ھر سال به شما بھره متوسط ۱۰ درصدی و فوری می دھد. در مدت ۴۲ سال شما یک میلیون دلار دارید. چه چیزی می تواند ساده تر از این باشد؟ مشکل این جاست که چه کسی می خواھد ۴۲ سال منتظر بماند؟ این مدت بسیار طولانی است. اگر بخواھید فرایند را کوتاه کرده و یک میلیون دلار را ظرف چند سال به دست آورید چه می کنید؟ در واقع تنھا یک راه برای انجام آن وجود دارد…

یک کسب و کار شروع کنید.
در این باره دو طرز فکر وجود دارد :
کارمند بودن
استخدام کردن کارمندان

بله – شما نیاز دارید که کسب و کاری آغاز کنید. آغاز کردن یک کسب و کار موفق مطمئن ترین و قابل کنترل ترین راه در دسترس برای به دست آوردن یک میلیون دلار ظرف کمتر از ۴۲ سال است. در واقع تصمیم به شروع یک کسب و کار ما را به بخش کلیدی گفتگویمان می رساند. امروزه در اقتصاد ما دو ذھنیت وجود دارد. شما یا می توانید کارمند کس دیگری باشید یا می توانید کسی باشید که دیگران را به استخدام در می آورید. شما می توانید برای یک کسب و کار کار کنید، یا می توانید کسب و کاری برای خودتان داشته باشید.

لطفاً فکر نکنید که من می گویم « کارمند بودن » چیز بدی است. دلایل خوب زیادی برای کارمند بودن وجود دارد. برای مثال، کارمند بودن یک راه بزرگ برای یادگیری این است که یک کسب و کار چگونه کار می کند به طوری که شما بتوانید کسب و کاری برای خودتان ایجاد کنید. ساده است. شما نیاز دارید که کارمندی با چنین طرز فکری شوید. به عبارت دیگر، شما کار می کنید تا بتوانید رموز کار را یاد بگیرید. وارد کار شوید با ھدف یادگیری ھر آنچه که احتمالاً می توانید یاد بگیرید. در حالی که دیگری به شما برای آموزش دیدنتان پول پرداخت می کند.[شما از صاحب کار حقوق ھم می گیرید].

بسیاری از شرکت ھای بزرگ حتی برای این واقعیت تبلیغ می کنند.برای مثال، مک دونالد در وب سایتش می گوید: « شما برای رشد کردن تشویق خواھید شد، یاد می گیرید و مھارت ھایی را که برای پیشرفت سریع نیاز خواھید داشت ھمراه با شرکت مک دونالد توسعه می دھید_داشتن چنین تجربه ای با شرکت مک دونالد، یا با یک امتیازگیرنده مستقل یا تقریباً ھر شرکت دیگری در جھان در رزومه تان (شرح سوابق) چشمانتان را خواھد گشود.»

اگر این را با یک آموزش عادی دانشگاھی مقایسه کنید، متوجه می شوید که این معامله چه قدر بزرگ است. ھنگامی که در دانشگاه ھستید برای آموزش دیدن پول می پردازید. ھنگامی که یک کارمند ھستید، دیگری به شما برای کسب آموزش پول می پردازد. پس این معامله بسیار بھتر است.حالا فرض کنیم که شما تصمیم به شروع یک کسب و کار می گیرید و برای یادگیری رموز شغلی ھم کار کرده اید. اگر این روش را دنبال کنید و با روش خودتان « کسب و کارتان را شروع کنید » آنچه که مردم شما را خواھند نامید این است : کارآفرین. تعریفی که در لغت نامه آمده به این تعریف شبیه است. فردی که سازمان دھی کرده، اجرا نموده و برای مخاطره یک کسب و کار ریسک می کند.

اما تعریف من از این قرار است:

تعریف یک کارآفرین

فردی که کسب و کارھای موفق را آغاز می کند. آن کسب و کارھا را برای ایجاد درآمد منفعل مورد استفاده قرار می دھد، یا …کسب و کارھا را می فروشد .کارآفرین کسی است که کسب و کارھای موفق را آغاز می کند. مردم چندان با کسانی که کسب و کارھای ناموفق را آغاز می کنند مھربان نیستند. به مجرد این که موفق شوید، یک قھرمان ھستید و مردم شروع به کارآفرین نامیدن شما می کنند.نکته کلی درباره خلق یک کسب و کار موفق در واقع این است که پول ایجاد کند.

دو راه برای پول درآوردن از کسب و کاری که خلق می کنید وجود دارد. شما یا می توانید پول را ھنگامی که به جلو می روید (پیشرفت می کنید) در شکل حقوق و سود به دست آورید یا می توانید کسب و کار را فروخته و پاداشتان را به صورت پول یک جا بگیرید. یا در شکل ایده آل ھر دو را انجام دھید.

در حالت ایده آل، پولی که شما از کسب و کار در می آورید به عنوان « درآمدی منفعل » ایجاد می شود. برای مثال فرض کنید که رستورانی را ایجاد می کنید. شما ھمه کارکنان را استخدام کرده و آن وقت یک نفر را برای اداره آن کارکنان استخدام می کنید. به طوری که رستوران « خودش بدون شما اداره می شود » حتی اگر واقعاً ھمیشه آن جا باشید. این ھمان درآمد منفعل است. به عنوان مثالی دیگر خانه ای دارید که ھر ماه برایتان درآمد اجاره ای دائم ایجاد می کند.

اشاره می کنم که تعریف واژه « کارآفرین » دربرگیرنده واژه « ریسک » است و این بااھمیت است. اگر درحال آغاز یک کسب و کار ھستید پس در حال سرمایه گذاری در زمانتان و (در بسیاری موارد) پولتان در پیشبرد آن کسب و کار ھستید. احتمالاتی نیز وجود دارد که کسب و کار بدون ایجاد ھیچ نتیجه ای برای شما شکست بخورد. کسب و کارھا در ھر زمانی ممکن است شکست بخورند و این بخشی از بازی است. سه نکته وجود دارد که بایستی به آن ھا توجه کنید.

سه نقل قول مھم

وودی آلن (۸۰ درصد موفقیت ارائه کردن است.)

چرچیل (موفقیت شامل رفتن از شکست به شکست بدون از دست دادن اشتیاق است.)

لاری کینگ (کسانی که در ھر موردی موفق شده اند و به آن شانس نمی گویند دارند خودشان را گول می زنند.)

نقل قول وودی آلن درست است: « ۸۰ درصد موفقیت ارائه کردن است. » ساده است. اگر شما گام اول را به سوی آغاز یک کسب و کار بردارید، احتمال موفقیت خودتان را به طور شگرفی بھتر می کنید. نخستین دلیل برای آن آشکار است. اگر نخستین گام را برندارید، پس ھرگز یک کسب و کار را شروع نخواھید کرد و احتمالاً نمی توانید در آن کار نیز موفق شوید.

دلیل دوم مھم تر است. اگر احتمالاً سخنرانی افراد انگیزه دھنده ای مانند دنیس وِیتلی ( Dennis Waitley ) و تونی رابینز ( Tony Robbins ) را شنیده باشید،چیزی که بیشتر و بیشتر خواھید شنید واقعیت « ھدف گذاری » است. ساده است. اگر مدت زیگ زیگلار  ( Zig Ziglar ) زمانی برای ھدف گذاری برای خودتان اختصاص داده و سپس آن ھا را بنویسید، شانس رسیدن به اھدافتان به میزان زیادی بالا می رود. نوشتن اھداف بر روی یک کارت دارای فھرست و چسباندن آن به آینه حمام به طوری که اولین چیزی باشد که ھر صبح می بینید نیز یک اقدام ھوشمندانه است. من نمی دانم که چرا این کار خیلی خوب اثر می کند اما می دانم که اثر می گذارد.

پس آنچه که شما بایستی انجام دھید نوشتن تعدادی ھدف برای خودتان روی یک تکه کاغذ است، و یکی از آن ھا باید  « راه اندازی کسب و کارم باشد. » و شما بایستی اھدافتان را به آینه حمام بچسبانید. من امروز ھم آن را انجام دادم.

گفته چرچیل نیز در مورد ھدف درست است: « موفقیت شامل رفتن (عزیمت) از شکست به شکست بدون از دست دادن اشتیاق است. » این گفته به چه معنا است؟

به این معنا است که,ھر وقت که شما تلاش می کنید کاری موفق انجام دھید، وجود شکست ھا در طول مسیرتان مورد انتظار است. گاھی حتی شکست ھای زیاد. ھمه آن چه که شما می توانید پس از یک شکست انجام دھید این است که برخیزید و دوباره تلاش کنید. اگر این کار را انجام دھید، یکی از این دو اتفاق رخ خواھد داد:

یا سرانجام موفق خواھید شد یا خواھید مرد و اگر بمیرید، بیش از این دیگر غصه نخواھید خورد!

در مراسم : خاکسپاری تان مردم خواھند گفت : « می دانی، او ھرگز به چیزی نرسید، اما مطمئنآً باید برای تلاش کردن ستایش شود. پسر بسیار با جرأتی بود.! »

این آن ھا را از این که شما را « سیب زمینی » بنامند باز می دارد.

درستی حرف لاری کینگ مبھوت کننده است : « آن کسانی که در ھر موردی موفق شده اند و به آن شانس نمی گویند، دارند خودشان را گول  می زنیم. »

شانس تنھا درصورتی که برای امری تلاش کنید به شما روی می آورد. اگر تنھا گام نخست را به سوی شروع یک کسب و کار بردارید و سپس دومین گام را بردارید و به ھمین ترتیب ادامه دھید، خودتان را در معرض شانس قرار خواھید داد. اگر نکنید، پس شانس نمی تواند برای شما اتفاق بیفتد. ھر کسی که ھمیشه موفق بوده از شانس سود برده است .گاھی از تعداد زیادی شانس. اما شما باید بازی کنید به منظور این که شانس پیدایتان کند.

پس اجازه دھید خلاصه کنم…

این گفته ھا را به یاد داشته باشید :

اگر تلاش کنید، شانس موفق شدن وجود دارد.
کسانی که دائم تلاش می کنند سرانجام موفق می شوند.
.ھرچه را تمرین کنید ساده تر به دست می آید.

« اگر تلاش کنید، به میزانی شانس موفقیت وجود دارد. » اگر تلاش نکنید، واضح است که ھیچ شانس موفقیتی وجود ندارد.بایستی برای این که برنده شوید وارد بازی شوید. « آنھایی که به تلاششان ادامه می دھند سرانجام موفق می شوند. »این یک واقعیت زندگی است. شانس، ، ره آورد آماده شدن و ھمچنین ره آورد پشتکار است.شما خواھید شنید که مردم می گویند « از ھر ۱۰ کسب و کار ۹ تا شکست می خورد،؟ پس چرا خود را به زحمت بیندازیم؟ »

در اینجا جور دیگری می توان به این قضیه نگاه کرد —شانس موفقیت ۱۰ درصد است. شما  ۹ کسب و کار را شروع می کنید که شکست می خورند و دھمی موفق می شود و شما یک میلیون دلار به دست می آورید. آن ھا شانس ھای خیلی استثنایی اند. ھمین را با یک شرط بندی مقایسه کنید که برای مثال ۹,۹۹۹,۹۹۹ بلیط از ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ تا شکست می خورد. با این حال ده ھا میلیون نفر قمار می کنند حتی اگر امتیازھا به این بدی باشد. شروع کردن یک کسب و کار به سادگی خرید یک بلیت قمار نیست،مطمئن باشید، اما در ذھن خود بسپارید که, « ھرچه را تمرین کنید ساده تر به دست می آید. » 

اجازه دھید تکرار کنم، چون بسیار مھم است : « ھرچه را تمرین کنید ساده تر بدست می آید » ھرچه بیشتر چیزی را تمرین کنید، آن چیز ساده تر بدست می آید. بازی ھای ویدئویی را در نظر بگیرید. چند نفر از شما بازی ھای ویدئویی می کنید؟ ھر کسی این بازی ھا را انجام می دھد. این را بپذیرید. اولین باری که یک بازی ویدئویی انجام می دھید گند می زنید. این در مورد ھرچه که برایش برای اولین بار تلاش می کنید صادق است. اولین باری که دوچرخه سوار شدید خیلی خراب کردید. افتادید؛ و ھمین طور در موارد دیگر. بیشتر بازی می کنید و بھتر می شوید و باز بیشتر بازی می کنید و دوباره بھتر می شوید.

تمرین، خوب می کند و این امر در ھر امری صادق است. چه قدر طول می کشد که یک نفر واقعاً در بازی خوب شود؟ صادق باشید. کسی که بازی ویدئویی می کند ممکن است برای خوب شدن در یک بازی ۵۰ یا ۱۰۰ ساعت برای تمرین، وقت بگذارد. این یک حقیقت است که درصورتی که بیشتر تمرین کنید، بھتر می شوید و ساده تر به دست می آورید.

پس اولین کسب و کاری را که آغاز می کنید، قرار است خیلی دشوار باشد. شما ھیچ چیز نمی دانید. اشتباه ھایی خواھید کرد. برای اموری تلاش خواھید کرد که برایتان نتیجه بخش نیستند. اما کسب و کار دومی را که شروع می کنید بسیار ساده تر است و بعدی ھمچنان ساده تر می شود. ھمین حالا به « شروع کردن یک کسب و کار »

نگاه می کنید و به نظرتان سخت می آید.این به دلیل این است که قبلاً ھرگز آن را انجام نداده اید. تمرین نداشته اید. ساده است. تمرین کردن را شروع کنید و آن کار سرانجام برایتان پیش پا افتاده خواھد شد. درست مانند یک بازی ویدئویی. شما ھرگز از تمرین بازی ھای ویدئویی ثروتمند نمی شوید. عقیده من این است که بازی ویدئویی را متوقف کنید و خودتان را از شر تلویزیون خلاص کنید. آھنگ ھا و موسیقی را از روی ipod پاک کنید و به جای آن چند کتاب و سی دی که در مورد شروع کسب و کارھا صحبت می کند بخرید.آن ھا را در ipod تان بگذارید و بارھا و بارھا گوش کنید.

نخستین باری که گوش می دھید،ممکن است معنی زیادی نداشته باشند به این خاطر که ھمه برایتان تازگی دارد. بار دوم از طریق کتاب معانی بسیار بیشتری دریافت می کنید؛ و سپس بار سوم خواھید فھمید که چه چیزی دارد اتفاق می افتد. تمرین، عالی می کند.

حالا دارید شروع می کنید که به جایی برسید. برخی گام ھا را برداشته اید. دارید درباره شروع کردن یک کسب و کار از کتاب ھا چیز یاد می گیرید. بیایید به محیط نگاه کنیم …با خودتان فکر کنید, « من چه می توانم انجام دھم که زندگی افراد را در برخی موارد بھتر کند و حاضر باشند برایش پول بپردازند.؟ » ھمه آنچه نیاز دارید انجام دھید. این ایده پیچیده ای پشت سرش ندارد و حتی لازم نیست بدیع نیز باشد.برای مثال، اجازه دھید ایده فروش پیتزا را مطرح کنم. مردم پیتزا دوست دارند و شما این را می دانید. اگر بتوانید یک رستوران پیتزا فروشی ایجاد کنید و یک دلار سود برای ھر پیتزا که می فروشید در نظر بگیرید و یک میلیون پیتزا بفروشید، یک میلیون دلار به دست آورده اید. این قبلاً اتفاق افتاده است. Hut پیتزا Red Baron پیتزا Tombstone پیتزا DiGiorno’s پیتزا Freschetta از نمونه ھای آن ھستند. بسیاری از مردم از فروش پیتزا پول زیادی به دست آورده اند و این دوباره ھم اتفاق خواھد افتاد.

اجازه دھید ۳ مثال از زندگی خودم برایتان بگویم تا بفھمید منظورم چیست…

سه نمونه کسب و کار
ناشر بودن
مشاوره دادن
وب

من شروع سه کسب و کار موفق را مدیریت کرده ام و نابغه ھم نیستم. این طور گفته می شود که نام خانوادگی من تنھا برین (brain) [ به معنی مغز] است. پس این باید به شما امید بزرگی بدھد – اگر حتی من بتوانم سه کسب و کار موفق را شروع کنم، پس ھر کسی می تواند. اجازه دھید یکی یکی درباره شان صحبت کنم که متوجه شوید درمورد چه دارم صحبت می کنم.

ناشر بودن

یکی از کسب و کارھایی که من و در واقع با ھمسرم شروع کردم یک شرکت انتشاراتی است. من دوازده کتاب نوشته ام و با سه ناشر مختلف کار کرده ام، اما کتابی برای نوجوانان نوشتم و برای پیدا کردن ناشری برای آن به زحمت افتادم. (بله، حتی اگر دوازده کتاب موفق بنویسید و صدھا ھزار کپی از آن ھا بفروشید، ناشران ھمچنان به شما کم محلی می کنند. این بخشی از بازی است). به این ترتیب تصمیم گرفتیم شرکت انتشاراتی خودمان را خلق کنیم.

روند معامله با یک شرکت انتشاراتی به این ترتیب است. ھر کتابی را که بردارید احتمالاً ۳۰۰ یا ۴۰۰ صفحه دارد. با یک جلد زیبا، براق و رنگی. در پشتش بارکد دارد. برای شما چقدر ھزینه دارد که کتابی مانند آن را چاپ کنید؟ اگر یک چاپ معمولی با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه یا بیشتر انجام دھید تنھا یک کپی ۲ دلار برایتان ھزینه بر می دارد. یا کمتر. حالا به قیمت لیست کتاب نگاه کنید. شما ۱۵ یا ۲۰ دلار برای کتاب می پردازید. اضافه بھای آن ۱۰ دلار است. پس شما ۱۰۰۰ نسخه کتاب را برای ۲,۰۰۰ دلار چاپ می کنید. بعد آن ھا را می فروشید و ۲۰,۰۰۰ دلار بدست می آورید. اگر ۱۰,۰۰۰ کپی بفروشید ۲۰۰,۰۰۰ دلار بدست.اگر ۱۰۰,۰۰۰ تا بفروشید ۲,۰۰۰,۰۰۰ دلار بدست می آورید. البته آن (درآمد) ناخالص است نه خالص. کتاب فروشی مقداری از آن را وقتی که کتاب را می فروشد برمی دارد – این منصفانه است. باید به انبار ھم بپردازید و به ھمین ترتیب به جاھای دیگر. اما می توانید نکته اصلی را بگیرید. اگر کتابی بنویسید که مردم می خواھند بخوانند، پول ایجاد می شود.

پس ما کتابی به نام « راھنمای نوجوانان به جھان واقعی » منتشر کردیم. حالا این کتاب در ھشتمین چاپش قرار دارد. به این معنی که ابتدا آن را چاپ کردیم و ۵,۰۰۰ کپی سفارش گرفتیم. ھمه آنھا به فروش رفت، پس ما سفارش بیشتری گرفتیم و ھمه آن ھا ھم فروش رفت و سفارش دیگر را گرفتیم … و به ھمین ترتیب، ھشت بار شد. این کتاب به محبوبیت ھری پاتر ھست؟ نه؛ و این اتفاق ھم نمی افتد. ھنوز پول زیادی برای به دست آوردن از راه کتاب نوشتن وجود دارد.

مشاوره دادن

پس از این که نخستین کتابم را نوشتم، اتفاق خنده داری افتاد. این اتفاق کتابی با عنوان “Motif Programming” بود که سیستمی است که شما برای خلق یوزر گرافیکی روی دستگاه ھای UNIX ده سال پیش استفاده می کردید. UNIX منجر شد به این که ھمه شرکت ھای اصلی در وال استریت تصمیم بگیرند که پردازنده ھای مرکزی را به Motif تبدیل کنند. پس کتاب من بیرون آمد و من شروع به اعلام این مطلب کردم که در  Motif آموزش دھید و مشورت کنید.

حالا، موضوع چیست؟ موضوع ھمان خوش شانسی است. من کتابی نوشتم در حالی که نمی دانستم وال استریت در حال اجرای تبدیل بوده است. من تنھا در موقعیت درست در زمان درست بودم. سپس من و یکی از دوستانم کسب و کاری را شروع کردیم. ما آموزش داده و مشاوره و برنامه ریزی می کردیم. ما آن کار را با آن کتاب، ۴۰۰ دلار و رایانه شخصی دوستم شروع کردیم. در حالی که ھیچ چیز درباره « آغاز کردن یک کسب و کار » نمی دانستیم. اما به شانس برخوردیم. اما آن چه ساختیم جایی بود با ۲۰ , ۲۵  کارمند و در حال به دست آوردن میلیون ھا دلار در یک سال بودیم. این کسب و کار ھمچنان وجود دارد. ھنوز دوستم در حال انجام دادن آن است.با این که من برای چیز دیگری به نام HowStuffWorks از آن گذشتم.

وب

می توانستیم مدت زمان زیادی راجع به وب صحبت کنیم اما اجازه دھید به طور خلاصه بگویم که، امروزه پول زیادی برای به دست آوردن وجود دارد. گوگل با برنامه Adsense و برنامه جستجویش به دست آوردن پول در وب را بسیار ساده کرده است. آن چه باید انجام دهید این است که یک وب سایت خلق کنید که تماشاگران زیادی را جذب کند و سپس می توانید پول به دست بیاورید. من HowStuffWorks را در سال  ۱۹۹۸ به عنوان یک تفریح شروع کردم. در سال ۲۰۰۰ این سایت بسیار محبوب شد به طوری که واقعاً نیاز داشت تا یک کسب و کار شود. امروز یکی از ۱۰۰۰ وب سایت رده بالا در جھان است. چیزی حدود ۵ تا ۶ میلیون نفر ماھانه از آن بازدید می کنند و حدود ۶۰ میلیون صفحه ھر ماه خوانده می شود.

یک چیز مھم درباره وب این است که زمینه بسیار بازی برای کار کردن است. اگر شما وب سایتی خلق کنید و مردم آن را دوست داشته باشند به دوستانشان خواھند گفت و آن ھا ھم به دوستان خود خواھند گفت و به ھمین ترتیب ادامه خواھد یافت. ھمه نوع سایت وجود دارد که این راه را بزرگ می کند. به Matt Drudge با DrudgeReport.com یا Drew Curtis با Fark.com یا Rob Malda/Jeff Bates در Slashdot نگاه کنید. این سایت ھا را در Alexa جستجو کنید و ببینید که چه ترافیکی دارند. آن ھا سایت ھای پیچیده ای نیستند اما ھمه گیر ھستند.

HowStuffWorks برای ھمه گیر شدن اتفاق افتاد . HowStuffWorks به دلایل زیادی موفق شد که بخشی از آن شانس است، بخش دیگر نوع نگارش، پشتکار، توان کارکردن با گروه ھای با استعداد بسیاری که ھمه به بھتر شدن سایت کمک می کنند و به ھمین ترتیب. واقعیت این است که اگر من ھرگز سر میز آشپزخانه نمی نشستم و HowStuffWorks را شروع نمی کردم ھیچ یک از این ھا نمی توانست برایم اتفاق بیفتد. من نخستین قدم را برداشتم.

 

ھدف شما

 ھدفتان انجام چیزی مشابه است. ھمه آن چه نیاز دارید این است که چیزی را که مردم باارزش خواھند یافت پیدا کنید…

پایان

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (۲ votes, average: ۵٫۰۰ out of 5)

در کانال تلگرامی سایت رویاهای بزرگ مطالب بسیار مفیدی خواهید یافت.